حساب مکاتب فکری را باید با حساب مکاتب سیاسی جدا کرد. عوضی گرفتن این دو مقوله، اشتباه بسیار بزرگی است که ما، دانسته یا ندانسته، عمداً یا سهواً، مرتکب آن میشویم.
در حالی که مکاتب فکری در تلاش برای رسیدن به «اصالت»ها و ارزشهای تعریف شده توسط خودشان هستند، مکاتب سیاسی همین «اصالت»ها و ارزشها را دستمایه قرار میدهند تا به هدفی دیگر برسند؛ اهدافی که از ابتدا هم قرار نبوده با ارزشها همسو باشند. اهدافی که عموماً اصل اوّل آنها، «ماندن به هر قیمت» است.
اشکال کار اینجاست که مکاتب سیاسی، فرزندان مکاتب فکری هستند. این فرزندان ناخلف، نهتنها شیرهی جان پدرانشان را میکشند، تمام ابزارهای تبلیغی و بلندگوها و تریبونها را هم در اختیار و انحصار خود میگیرند و کار را به آنجا میرسانند که خود را تنها پایگاه رسمی و وارث بر حق تفکراتی میکنند که اینک بیزبان و بیدفاع، به پشت صحنه رانده شدهاند.
نمونههای تاریخی آنقدر فراوان و آشنا هستند که نیازی به شرح و بررسی آنها نیست.
تفکرات ناسیونالیستی و وطندوستانهی آلمان شکستخوردهی پس از جنگ اوّل، با آلوده شدن در سیاست، سر از نازیسم درآورد و جهان را به ورطهی جنگی دوم انداخت. مارکس مبتکر مکتبی فکری و روشنفکرانه بود، در حالی که فرزند ناخلف او در سیاست، کمونیسم شورایی، چهرهای همچون استالین را به دنیا معرفی کرد. سیاسی شدن تفکرات مارکس به آنجا رسید که خودش اوّلین منتقد مارکسیسم شد.
راه دور نرویم و به ادیان ابراهیمی خودمان بنگریم.
به یاد بیاوریم که عیسی، پیامبر مهر و رحمت بود و عیساییان قرنها اروپا را در زیر استبداد خود گرفتار کردند و آبرویی از این دین ریختند که متفکری همچون مارکس، به حق قضاوت کرد و گفت: «دین افیون تودههاست»...
به یاد بیاوریم که موسی پیامبری الهی بود و یهودیان اهل کتاب، معتقد به آرمانهای او. امّا در دنیای سیاست، ما صهیونیسم را میشناسیم و بس (و اینجاست که کسانی پیدا میشوند و خیال میکنند با نفی هولوکاست، بر پیکر صهیونیسم ضربه وارد میکنند)...
به یاد بیاوریم که اسلام، تنها پنجاه سال پس از درگذشت آورندهاش، در دستان معاویهها و کعبالأحبارها، دشمنان قسمخوردهی اسلام، افتاد و بازیچه شد و امویان و عباسیان چهها که با آن نکردند و برای حفظ حکومت خود چهها که واردش نساختند و هنگامی که دست آنان کوتاه شد، هر قومی و قبیلهای و ایل و تباری، به سهم خود، و در راه رسیدن به اهداف سیاسی خود، دست به مسخ ارزشهای آن بردند تا وسایلی کارآمدتر در اختیار داشته باشند...
و به یاد بیاوریم، نه... ببینیم که اینک اسلام کجاست و حکومت اسلامی کجا.
باید به کسانی که ناخواسته حساب مکاتب فکری و مکاتب سیاسی را اشتباه میگیرند، اندکی حق داد. امّا این اشتباه، برای درسخواندهها هیچگونه توجیهی ندارد.
X