|
افتتاح شبکه کتاب نیوند ا [5 ماه پیش]
19 فروردين 1389
«پخش فاخر» نیوند، کتابهایی را که «فاخر» بشناسد و استطاعت تهیهاش را داشته باشد، فهرست میکند و با صرفنظر از سهم شبکهی توزیع، آنها را مستقیماً از ناشر میگیرد و با تخفیف و پیک رایگان، به دست اهلش میرساند.
|
|
ساراماگو: همیشه متفاوت ـ ویژگیهای منحصر به فرد نثر ژوزه ساراماگو ا [2 سال پیش]
17 تیر 1387
نثر ساراماگو چه در رمانهای فلسفی و چه در روایات تاریخی را نمیتوان با هیچ یک از نویسندگان هم سیاق او مقایسه کرد. حتی با گابریل گارسیا مارکز که ساراماگو خود به تاثیر پذیری از او اعتراف دارد...
|
|
یادداشتی بر «روی ماه خداوند را ببوس» ا [2 سال پیش]
16 فروردين 1387
ای کاش روزگاری برسد که نخواهیم برای بالا بردن «وحی» و اثبات حقانیت مکتب، به عقلسوزی دست ببریم و از عقلگریزی استفاده کنیم. عقل هدیه خجسته و مبارک و عزیز خداوند است و «بوسیدن روی ماه خداوند»، نیازی به خداحافظی با عقل ندارد...
|
|
یادداشتی بر «مادر»، نوشته ماکسیم گورکی ا [2 سال پیش]
23 اسفند 1386
امروز خجسته روزی بود که مطالعهی رمان «مادر» ماکسیم گورکی، با ترجمهی زیبا و روان محمّد قاضی را به پایان بردم. رمانی که به جادهای بالارونده در میان تپهها و دشتها میماند؛ نه آنچنان پرحادثه و حدسنادنی، و نه آنچنان راکد و سرشار از نظریهپردازیهای فلسفی و اجتماعی. از نطق و سخنرانی به وضوح خودداری شده، تا جایی که ماجراهای اتفاق افتاده در یک دادگاه محوری متن داستان به کلی سانسور شده و در واقع بیاهمیت قلمداد شده و به شرح ظاهر صحنه و البته نطق قهرمان داستان اکتفا شده است...
|
|
سهتار ـ یادداشتی بر «سهتار»، اثر جلال آلاحمد ا [3 سال پیش]
07 ارديبهشت 1386
جوانی که در سهتار گمشدههای خویش را میجوید و از نواختن برای شادی دیگران خسته شده و در پی گرمای ضمیر خویش است، در مقابل جوانی دیگر، شاید همسن و سال خودش، محافظ ارزشهای دینی، کسی که سهتار را ابزاری در دست یک «لامذهب» میبیند و از بیحیایی و بیشرمی او میخروشد و طغیان میکند.
هر دو بر در مسجد... هر دو بر در خانهی دین. و دین، فربهترین جزء این سنت...
|
|
یادداشتی بر کتاب جوان خام ـ داستایوفسکی ا [5 سال پیش]
13 اسفند 1384
و اینک، پسر جوانی که سالهای کودکی را به تازگی پشت سر گذاشته و کولهباری را از سردرگمی و نفرت روی دوش خود حمل میکند، ناگهان درمییابد که مدرکی در اختیار دارد و به کمک آن، میتواند عنان اطرافیانش را هر گونه بخواهد در اختیار بگیرد؛ تیغی دو دم، که دستنیافتنیترین اقوام اشرافیاش در مقابل او به زانو درمیآیند.
|
|
پلی به سوی جاودانگی ا [7 سال پیش]
31 خرداد 1382
ریچارد باخ در این کتاب، خلبانی تنهاست که به دنبال بانوی کامل خویش میگردد. او قبلا یک ازدواج ناموفق داشته و ازدواج را اساسا یک شکست میداند. بانوی کامل از نظر او کسی است که با او شباهتهایی داشته باشد تا بتوانند با هم باشند و تفاوتهایی داشته باشد تا بتوانند در موردش بحث کنند. به تنهایی او احترام بگذارد و حسادت را به کلی رها کند. و همچنین عشق را هیچگاه به حد ازدواج نرساند.
|